پ.ن: فخي يادم بنداز اين ويديوش رو بهت نشون بدم ديگه خودت اون حركات جلف رو كه اسمش مي ذاري رقصيدن، بذاري كنار.
پ.ن2: ايضا روايت شده جاي كلمه "رقص"، كلمه "زندگي" هم همان معنا را ميرساند. اما خب، ويديو ندارد.
مونولوگ های بی خوابی
پ.ن: فخي يادم بنداز اين ويديوش رو بهت نشون بدم ديگه خودت اون حركات جلف رو كه اسمش مي ذاري رقصيدن، بذاري كنار.
پ.ن2: ايضا روايت شده جاي كلمه "رقص"، كلمه "زندگي" هم همان معنا را ميرساند. اما خب، ويديو ندارد.
اقا پاشو بریم بدمینتون ..
این بود انشای من.
این بود انشای من.
پ.ن:به بهترین ترجمه از جمله فوق جوایز ارزنده ای تعلق می گیرد.
این بود انشای من.
Wowwwww پسر... چقددددددددددددددر دلم می خواد. چقدددددر باحال بود. دلم تنگ شد براشون یهو.. خاک بر سرشون.
بی اعتنایی که می کنی بهشان، پر پر می زنند برایت.
عاشقشان که می شوی، پرپر می زنی براشان، بی اعتنایی می کنند بهت.
به خدا ها!!
خوابیدن زیر درختان به مدت ۲ ساعت در ساعات بعد از ظهر چیزی حدود ۴ ساعت از خواب شب می کاهد....:دی
پ.ن:"این بود انشای من" باقی می ماند.
این بود انشای من.
پ.ن: حالا مي فهمم چرا خانم هاي خانه دار گاهي مرض و وسواس تميز كردن و كلفت پارتي مي گيردشان.
حديث: هر كس بانو جوهانسن را ببيند و نخواهدش، برود خودش بميرد.
مخي(ك)
پ.ن: حالم خوب است ها!! عجيبه، نه؟!
پ.ن: دیدی این بی جنبه ها رو؟.. :))))
پ.ن: دلم می خواست برای "ش" یک متن بنویسم. باهاش حرف داشتم. پیغام دادم جواب نداد. اما حالا که دیدم اینجا را هنوز مصرانه می خواند، و هنوز از آن روزهاش دفاع می کند، و هنوز از آن روزها و آدمهاش می نویسد، بگویم بعد این همه سال، دوست داشتم بیاید و نقاط مبهم و پرسوال آن روزهایم را روشن کند برایم. بهش بگویم، آن نقاط برایم مهم بود و هست و تا زمانی که روشن نشود، به وجود دنا که هیچ، به وجود آن آدمی که از تو ساخته بودم برای خودم هم شک می کنم. به "وجود" خیلی چیزها شک می کنم.
می گه که:
از دشمنان برم شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟
این بود انشای من.
ولی من نگران وضعیت "دکتر تنکردی" ام..
پ.ن:به قول "گ"این حس همزاد پنداری و درک با تمام_ وجود شخصیت های مختلف در موقعیت های مختلف ، که در فیلم به ادم دست می دهد،با هیچ کتابی به ادم دست نمیدهد.تمام.
این بود انشای من.
فخی علیه السلام
این بود انشای من.